تبلیغات
ادبیات فارسی اول دبیرستان - معرفی چند علم مربوط به ادبیات
چهارشنبه 10 آذر 1389

معرفی چند علم مربوط به ادبیات

   نوشته شده توسط: نعمت الله بوالحسنی    نوع مطلب :جزوه + پاسخ ها ،

این هم برای کسانی که دوست دارند در آینده رشته ادبیات و علوم مترادفش را بخوانند.
در ادامه مطلب متون اصلی یافت می شود.

1 - عروض : علم مربوط به آهنگ شعر ، علم عروض نام دارد هر یك از آهنگ های اصلی شعر

 

 را یك  « بحر » می نامد و مجموع بحر ها « ‌بحور عروضی »  نامیده می شود .

 

2 – علم بدیع : نام علمی است كه در آن زیبایی های ادبی مورد بررسی قرار می گیرد . از حدود

 

 

قرن 5 كه كتاب خاصی به زبان  فارسی در مورد بدیع تالیف شده است . تا كنون نویسندگان

 

بسیاری در مورد زیبایی های ادبی سخن گفته اند . و امروزه ده ها مورد زیبایی در آثار ادبی

 

 شناخته و شرح داده شده است .

 

هر یك  از زیبایی های ادبی را یك صنعت می نامند . اگر آن زیبایی به آهنگ  یاشكل كلمه ها

 

مربوط شود صنعت لفظی نام دارد . و چنانچه آن لطف و زیبایی به معنی كلمات یا جملات ارتباط

 

 داشته باشد . « صنعت معنوی » خوانده می شود .

 

3 - علم معانی : علمی است كه درباره چگونگی تركیب و جای كلمات در جمله بحث می كند تا

 

جمله ای كه گفته می شود . بیشتر با وضع شنونده متناسب باشد . مثلا ، اگر شنونده هیچ اطلاعی

 

راجع به موضوع مورد نظر نداشته باشد جمله را بدون تاكید بیان می كنند . اما اگر نسبت به آن

 

 موضوع ، تردید یا انكار داشته باشد جمله باید با تاكید همراه باشد . اگر بگوییم : ( من این كتاب

 

را از دوستم گرفته ام ) . تنها به شنونده سخن خود ، گرفتن كتاب را اطلاع داده ایم اما اگر بگوییم

 

 : ( این كتاب را من از دوستم گرفته ام ) . با آوردن مفعول جمله در آغاز جمله خواستیم كه بر

 

گرفتن كتاب تاكید كنیم .

 

4 – علم بیان علمی است كه به كمك آن می توانیم یك مطلب واحد را به چند روش بیان كنیم  ؛ مثلا

 

 اگر بخواهیم قدرتمند بودن شخصی را به كسی اطلاع دهیم ، می توانیم از 5 طریق استفاده كنیم :

 

حقیقت : بیان یك مطلب است، به صورت صریح : فلانی قدرتمند است ؛ فلانی قدرت بسیاری دارد

 

مجاز : بحث مجاز در علم بیان بسیا گسترده است و شكل های گوناگونی دارد ، اگر بگوییم

 

فلانی ( فلانی در همه جا دست دارد ) . كلمه دست به معنی قدرت یا دخالت به كار برده ایم و چنین

 

 معنایی در كلمه دست وجود ندارد. همچنین اگر بگوییم ( بشقابت را بخور ) و منظورمان از

 

 بشقاب  محتوای آن باشد مجاز است .

 

كنایه : جمله ای است كه معنی ظاهری آن در مورد نظر نیست بلكه منظور گوینده غیر از ظاهر

 

آن است و در حقیقت ، معنی ظاهری، اشاره ای به مفهوم اصلی و باطنی آن است وقتی می گوییم

 

( آبگینه خویش به سنگ آزمودم – دهخدا ) منظورمان امتحان كردن استحكام شیشه نیست ، بلكه

 

 می خواهیم بگوییم : قدرت خودم را آزمایش كردم و این كنایه است .

 

تشبیه : بیان شباهت میان دو چیز است كه واقعا شباهت دارند و یا گوینده ، نوعی شباهت میان آن

 

 ها تصور می كند : در مصراع ( كوه از درخت ، گویی مرد مبارز است كوه به مردی مبارز

 تشبیه شده است .

استعاره : این است كه كلمه را به جای كلمه دیگر به كار ببریم به دلیل شباهتی كه بین آن ها است :

 

 وقتی شاعر می گویند : ماه من از سفر آمد ...) منظورش از ماه یار اوست كه رویی چون ماه زیبا

 

 دارد . به كار بردن لاله به جای شهید نیز استعاره است .


 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.